شعری از سعدی(یارب)

خرید بک لینک
بنام خداوند بخشنده ومهربان
یا رب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری/ بخداوندی لطفت که نظر باز نگیری
درد پنهان بتو گویم که خداوند کریمی/ یا نگویم که توخود واقف اسرارضمیری
گر برانی بگناهان قبیح از در خویشم / هم بدرگاه تو آیم که لطیفی و خبیری
وربنومیدی ازین دربرود بنده ی عاجز/ دگرش جای نماندکه توبی شبه ونظری
دست در دامن عفوت زنم وپاک ندارم / که کریمی وحکیمی وعلیمی وقدیری
خالق خلق و نگارندۀ ایوان رفیعی / فالق صبح وبرآرندۀ خورشید منیری
حاجت موری واندیشه کمتر حیوانی / بر تو پوشیده نماند که سمیعی و بصیری
گرهمه خلق بخصمی بدرآیند یکی را / چه تفاوت کند آنرا که تو مولا ونصیری
همه ملک مَجازاست وبزرگی وامیری/ توخداوند جهانی که نمردی و نمیری
سعدیامن ملک الملک غنیَّم توفقیری/ چاره درویشی وعجزاست وگدائی وفقیری

از سعدی

یاد استاد ...

ما را در سایت یاد استاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 13:52

صفحه بندی