بنام خداوند بخشنده ومهربان یا رب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری/ بخداوندی لطفت که نظر باز نگیری درد پنهان بتو گویم که خداوند کریمی/ یا نگویم که توخود واقف اسرارضمیری گر برانی بگناهان قبیح از در خویشم / هم بدرگاه تو آیم که لطیفی و خبیری وربنومیدی ازین دربرود بنده ی عاجز/ دگرش جای نماندکه توبی شبه ونظری دست در دامن عفوت زنم وپاک ندارم / که کریمی وحکیمی وعلیمی وقدیری خالق خلق و نگارندۀ ایوان رفیعی / فالق صبح وبرآرندۀ خورشید منیری حاجت موری واندیشه کمتر حیوانی / بر تو پوشیده نماند که سمیعی و بصیری گرهمه خلق بخصمی بدرآیند یکی را / چه تفاوت کند آنرا که تو مولا ونصیری همه ملک مَجازاست وبزرگی وامیری/ توخداوند جهانی که نمردی و نمیری سعدیامن ملک الملک غنیَّم توفقیری/ چاره درویشی وعجزاست وگدائی وفقیری
از سعدی
یاد استاد ...
ما را در سایت یاد استاد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 214 تاريخ: سه شنبه 18 دی 1397 ساعت: 13:52